صدام گرفته...یک هفته ای هستش که مریضم...الان جدای خود مریضی از بیمار بودن خودم خسته ام.
دلمم گرفته...امروز هوا ابریه و خیلی قشنگه ..یکمم سرده...اما من دلم گرفته... خیلی ام گرفته. نمی دونم چیکار کنم...کاشکی لبشتر حواسم به خودم و خواسته هام باشه. این زندگیه منه
اما هنوز کامنتهای پایان نامه ام مونده...نوشتن مقاله آی اس ایم مونده...یادگرفتن برنامه نویسی مونده...زبان خوندنم مونده...
این زندگیه منه...نمیدونم اخرین باری که میتونم چشمامو باز کنم بفهمم هنوز زنده ام کی باشه اما امیدوارم حسرتی نمونه...امید تنها چیزه که میذاره به پوچی زندگی فکر نکنی و ادامه بدی.
ارزش هاتو فراموش نکن و یادت نره تو جای هیچ آدمی نبودی که بفهمی چرا اون تصمیم رو گرفته
برچسب:
نویسنده: بردیا پورعلی