خرید بک لینک

درباره سایت

سلام خوبی؟؟!!!!

امکانات وب

در روز جاری توی گروه داشتم خبر نامزدی کردن دوست قشنگم رو به بقیه اکیپ شش نفرمون میدادم و خودم از وقتی خبر دارم خررررر ذوقم و چون شخصیتی داره که فکر نمی کردم حالا حالا بخواد با کسی ازدواج کنه هنوز تو شکشم حتی با اینکه الان یک ماهیه خبر دارم. یکی دیگه از دوستام هم قبلا بهم گفته بود که با یکی از همکلاسیای قدیمش تو تهران باهم هستن و در حال رابطه و شناخت همدیگه که اونم در زمان حاضر بعد از خبر دوستم گفت که جدی شدن اون هم نزدیکه.

برچسب: نویسنده: بردیا پورعلی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:25

در روز جاری تقریبا اولین روز از اجرایی کردن سه شیفت در بخش منه، از دیروز اینقدر هیجان داشتم که نمیدونستم باید چیکار کنم میزان هیجان و اضطرابم به برنامه ریزی هم وارد شده و برای روز اول توی تقسیم کاری به یکی از شیفت ها فشار آوردم از ترس اینکه به کارها نرسیم. البته که با این حجم کار در هر صورت، شیفت ها سنگین و فشرده می شد. دلم روشنه، حس خوبی دارم و امیدوارم تصمیمات بعدیم بهتر باشن. خداروشکر

برچسب: نویسنده: بردیا پورعلی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:25

اینکه بداننیم دقیقا در کجا ایستاده ایم خیلی به نظر در بین این همه شلوغی روزانه سخت و وقت گیر به نظر می رسد زیرا اینقدر درگیر روزمرگی شده ام که یادم می رود برای چه چیزی در حال دویدنم و برای چه چیزی اینقدر دارم جان می کنم. درنگ...درنگ کردن و مجالی یافتن برای نگاه کردن و دیدن اینکه کجا و به چگونه ای و در چه مسیری در حال حرکت هستم. احساس تنهایی می کنم اما با خودم خلوتی ندارم.

برچسب: نویسنده: بردیا پورعلی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:25

اصلا امسال از تولدم حرف نزدم ...نیمه دوم سال انگار از هیچی حرف نزدم....

تولد امسال دوتا کیک داشتی یکی حدیث درست کرده بود و با امین و آلاء اومدن خونمون....

یکی هم همکارم رویا برای کادو و کیکی آورد

هر دوتاشون خیلی قشنگ بود و این اولین بار در زندگیم بود که جز توی خوابگاه منم کیک تولد داشتم و اون هم دوتا

چقدر خوش بختم...باورم نمیشه

برچسب: نویسنده: بردیا پورعلی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 18:27

صدام گرفته...یک هفته ای هستش که مریضم...الان جدای خود مریضی از بیمار بودن خودم خسته ام.دلمم گرفته...امروز هوا ابریه و خیلی قشنگه ..یکمم سرده...اما من دلم گرفته... خیلی ام گرفته. نمی دونم چیکار کنم...کاشکی لبشتر حواسم به خودم و خواسته هام باشه. این زندگیه منهاما هنوز کامنتهای پایان نامه ام مونده...نوشتن مقاله آی اس ایم مونده...یادگرفتن برنامه نویسی مونده...زبان خوندنم مونده...این زندگیه منه...نمیدونم اخرین باری که میتونم چشمامو باز کنم بفهمم هنوز زنده ام کی باشه اما امیدوارم حسرتی نمونه...امید تنها چیزه که میذاره به پوچی زندگی فکر نکنی و ادامه بدی.ارزش هاتو فراموش نکن و یادت نره تو جای هیچ آدمی نبودی که بفهمی چرا اون تصمیم رو گرفته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا پورعلی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 18:27

سلام خوبی؟؟!!!! خدایا جهان پادشاهی توراست &&&& زما خدمت اید خدایی توراست

خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو
این وبلاگ هیچ توضیح خاصی نداره

دوستان نظرتون رو بهم بگید باتشکر:)

راستی اگه حتما به سوال اول همون پست ثابتم جواب بدید ممنونتونم

برچسب: نویسنده: بردیا پورعلی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 18:27

صفحه بندی